streunen

Aussprache: /ˈʃtʁɔɪ̯nən/
Wortzerlegung: streu·nen
فعل

پرسه زدن، ولگردی کردن، بی‌هدف گشتن

Beispiele

  • Denn sie wissen nichts zu tun und ''streunen'' durch die Straßen.زیرا کاری برای انجام دادن ندارند و در خیابان‌ها پرسه می‌زنند.

Bedeutungen

1 (بدون مفعول)

(حیوان یا انسان) پرسه زدن، ولگردی کردن، سرگردان بودن

  • Ein Hund streunte durch die Straßen.سگی در خیابان‌ها پرسه می‌زد.
  • Er streunt oft nachts durch die Stadt.او اغلب شب‌ها در شهر پرسه می‌زند.