umherstreuen

Aussprache: /ʊmˈhɛɐ̯ˌʃtʁɔɪ̯ən/
Worttrennung: um·her·streu·en
فعل

پاشیدن، پراکنده کردن (مواد پودری یا دانه‌ای) به صورت بی‌هدف

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas umherstreuen)

چیزی را در اطراف پخش کردن یا پراکنده کردن (مانند دانه‌ها، خاکستر، یا مواد پودری).

  • Der Bauer streute das Saatgut auf dem Feld umher.کشاورز بذر را در اطراف مزرعه پاشید.
  • Die Kinder streuten Konfetti umher, um die Feier zu beginnen.بچه‌ها برای شروع جشن، کنفتی در اطراف پاشیدند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

پراکنده شدن، پخش شدن در اطراف (بدون فاعل مشخص).

  • Die Asche des Feuers streute umher.خاکستر آتش در اطراف پراکنده شد.
  • Blätter streuten im Wind umher.برگ‌ها در باد در اطراف پراکنده شدند.