umherstreuen
پاشیدن، پراکنده کردن (مواد پودری یا دانهای) به صورت بیهدف
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas umherstreuen)
چیزی را در اطراف پخش کردن یا پراکنده کردن (مانند دانهها، خاکستر، یا مواد پودری).
- Der Bauer streute das Saatgut auf dem Feld umher.کشاورز بذر را در اطراف مزرعه پاشید.
- Die Kinder streuten Konfetti umher, um die Feier zu beginnen.بچهها برای شروع جشن، کنفتی در اطراف پاشیدند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
پراکنده شدن، پخش شدن در اطراف (بدون فاعل مشخص).
- Die Asche des Feuers streute umher.خاکستر آتش در اطراف پراکنده شد.
- Blätter streuten im Wind umher.برگها در باد در اطراف پراکنده شدند.