herumstreiten

Aussprache: /hɛˈʁʊmˌʃtʁaɪ̯tn̩/
Worttrennung: her·um·strei·ten
فعل

به طور مداوم و بیهوده با کسی بحث کردن، جر و بحث کردن

Bedeutungen

1 mit + Dativ

با دیگران به طور مداوم یا گسترده جر و بحث کردن، بگو مگو کردن

  • Die Kinder streiten sich ständig um das Spielzeug herum.بچه‌ها مدام سر اسباب‌بازی با هم جر و بحث می‌کنند.
  • Sie streiten seit Stunden herum, wer Recht hat.آن‌ها ساعت‌هاست که سر اینکه چه کسی حق دارد، بگو مگو می‌کنند.