herumstreiten
به طور مداوم و بیهوده با کسی بحث کردن، جر و بحث کردن
Bedeutungen
1
mit + Dativ
با دیگران به طور مداوم یا گسترده جر و بحث کردن، بگو مگو کردن
- Die Kinder streiten sich ständig um das Spielzeug herum.بچهها مدام سر اسباببازی با هم جر و بحث میکنند.
- Sie streiten seit Stunden herum, wer Recht hat.آنها ساعتهاست که سر اینکه چه کسی حق دارد، بگو مگو میکنند.