herumstrolchen

Aussprache: /hɛˈrʊmˌʃtʁɔlçn̩/
Worttrennung: her·um·strol·chen
فعل

پرسه زدن، ولگردی کردن

Bedeutungen

1 بدون حالت گرامری خاص (اغلب با قید مکان)

بی‌هدف یا با حالتی مشکوک در اطراف پرسه زدن یا ول گشتن، اغلب در مکان‌های عمومی یا ناشناس.

  • Der Verdächtige strolchte schon seit Stunden um das Gebäude herum.مظنون از ساعت‌ها قبل اطراف ساختمان پرسه می‌زد.
  • Jugendliche strolchten nachts durch die leeren Straßen.جوانان شبانه در خیابان‌های خالی ولگردی می‌کردند.