umherstromern
ولگردی کردن، پرسه زدن، سرگردان بودن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
بدون هدف مشخصی در اطراف گشتن یا پرسه زدن، اغلب به معنای گشت و گذار تفریحی یا بیهدف.
- Wir stromerten stundenlang durch die Gassen der Stadt.ما ساعتها در کوچههای شهر پرسه زدیم.
- Er stromert gerne in der Natur herum, um neue Eindrücke zu sammeln.او دوست دارد در طبیعت گشت و گذار کند تا برداشتهای جدیدی به دست آورد.