umherstromern

Aussprache: /ˌʊmhɛɐ̯ˈʃtroːmɐn/
Worttrennung: um·her·stro·mern
فعل

ولگردی کردن، پرسه زدن، سرگردان بودن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

بدون هدف مشخصی در اطراف گشتن یا پرسه زدن، اغلب به معنای گشت و گذار تفریحی یا بی‌هدف.

  • Wir stromerten stundenlang durch die Gassen der Stadt.ما ساعت‌ها در کوچه‌های شهر پرسه زدیم.
  • Er stromert gerne in der Natur herum, um neue Eindrücke zu sammeln.او دوست دارد در طبیعت گشت و گذار کند تا برداشت‌های جدیدی به دست آورد.