strotten
جستجو کردن در زبالهها، ور رفتن با آشغالها (عامیانه)
Beispiele
- Die mit den Spießen scherzen: »Wir gehen Wolken ''strotten'' mit den langen Stangen!آنها با چوبهای بلند شوخی میکنند: "ما با چوبهای بلند "در زبالهها" جستجو میکنیم!
Bedeutungen
1
kein Akkusativ
با قدرت و سرعت زیاد به جلو حرکت کردن، اغلب با صدایی مشخص یا نمایشی از نیروی زیاد.
- Der Hochgeschwindigkeitszug strotete durch die Landschaft, fast unhörbar.قطار پرسرعت، تقریباً بیصدا، از میان منظره با شتاب عبور میکرد.
- Die Motoren des Raumschiffs stroteten, als es sich von der Erde abhob.موتورهای سفینه فضایی هنگام برخاستن از زمین با قدرت غرش میکردند.