umstrukturieren

Aussprache: /ˌʊmʃtʁuktʊˈʁiːʁən/
Worttrennung: um·struk·tu·rie·ren
فعل

بازسازی کردن، ساختاردهی مجدد، سازماندهی مجدد

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas umstrukturieren)

بازسازی کردن، ساختاردهی مجدد کردن (یک سازمان، شرکت، سیستم، یا بخش‌هایی از آن) برای بهبود کارایی یا انطباق با شرایط جدید.

  • Die Regierung plant, die Wirtschaft umzustrukturieren.دولت قصد دارد اقتصاد را بازسازی کند.
  • Das Unternehmen musste seine Abteilungen umstrukturieren, um wettbewerbsfähig zu bleiben.شرکت مجبور شد بخش‌های خود را برای رقابت‌پذیر ماندن، بازسازی کند.