فعل
ادرار کردن (عامیانه، کمی ناپسند)
معانی و تعاریف strullern:
- ادرار کردن (واژهای عامیانه و غیررسمی، اغلب برای کودکان یا حیوانات)
جملات نمونه برای strullern:
„Der war doch wirklich grad' dabei, der Alten gegenüber ins Gebüsch zu ''strullern''.“
«او واقعاً داشت همانجا جلوی پیرزنها توی بوتهها ادرار میکرد.»
Der kleine Hund strullert auf den Teppich.
سگ کوچک روی فرش ادرار میکند.
Das Kind musste dringend strullern.
بچه فوراً باید ادرار میکرد.