فعل
لاف زدن، رجز خواندن، پُز دادن
معانی و تعاریف strunzen:
- لاف زدن، خودنمایی کردن، پز دادن (عامیانه، اغلب با بار منفی)
جملات نمونه برای strunzen:
„Ab und zu ruft er mich an und ''strunzt'' mit seinen Erfolgen und macht auch versteckte Hinweise auf seine Fortschritte in Richtung Millionär.“
"گاهی اوقات با من تماس میگیرد و با موفقیتهایش پُز میدهد و همچنین به طور پنهانی به پیشرفتهایش به سمت میلیونر شدن اشاره میکند."
Er strunzt gerne mit seinem neuen Auto.
او دوست دارد با ماشین جدیدش پز بدهد.
Hör auf zu strunzen und mach deine Arbeit!
دست از لاف زدن بردار و کارت را انجام بده!