فعل
کندن، جدا کردن (برگ یا میوه)، چیدن
معانی و تعاریف strupfen:
- پر کندن (از پرنده)، مو کندن (از حیوان)
- برگ کندن (از شاخه یا گیاه)
جملات نمونه برای strupfen:
Er ''strupfte'' sich die Mütze über die Glatze.
کلاهش را روی سر طاسش کشید.
Wir haben den ganzen Tag Kirschen ''gestrupft''.
تمام روز گیلاس چیدیم.
Den Ziegen gaben wir frisch ''gestrupftes'' Laub.
به بزها برگ تازه چیده شده دادیم.