stubenrein
تربیتشده (برای حیوان)، مودب، پاکیزه
Bedeutungen
1
برای حیوانات خانگی: آموزش دیده برای دفع ادرار و مدفوع در محل تعیین شده و نه در داخل خانه.
- Der Welpe ist jetzt stubenrein und macht keine Unfälle mehr im Haus.توله سگ اکنون آموزش دیده است و دیگر در خانه خرابکاری نمیکند.
- Es dauert einige Wochen, bis ein Hund stubenrein ist.چند هفته طول میکشد تا یک سگ آموزش دفع در محل را ببیند.
- Wir suchen ein stubenreines Tier aus dem Tierheim.ما حیوان آموزشدیدهای را از پناهگاه حیوانات میخواهیم.
2
به طور غیررسمی: تمیز و مرتب بودن یک فضا یا اتاق.
- Das Zimmer war immer makellos stubenrein.اتاق همیشه بیعیب و نقص و پاکیزه بود.
- Nach der Renovierung ist die ganze Wohnung wieder stubenrein.پس از بازسازی، کل آپارتمان دوباره تمیز و مرتب است.
- Sie legt Wert darauf, dass ihre Wohnung immer stubenrein ist.او اهمیت میدهد که خانهاش همیشه پاکیزه باشد.