stubenrein
تربیتشده (برای حیوان)، مودب، پاکیزه
Beispiele
- Der neue Hund war noch nicht ganz ''stubenrein.سگ جدید هنوز کاملاً تربیتشده نبود.
- In der Kneipe werden selten ''stubenreine'' Witze erzählt.در میخانه به ندرت لطیفههای مودبانه گفته میشود.
تربیتشده (برای حیوان)، مودب، پاکیزه