stuckerten
منقطع بودند، با وقفه بودند (گذشته فعل stuckern)
Bedeutungen
1
kein spezifischer Fall
حرکت کردن یا کار کردن به صورت منقطع، با توقفهای ناگهانی و نامنظم، اغلب به دلیل نقص فنی یا مشکل.
- Der alte Motor stuckerte und stotterte, bevor er endgültig zum Stillstand kam.موتور قدیمی قبل از توقف کامل، منقطع و بریده بریده کار میکرد.
- Die Kommunikation stuckerte aufgrund der schlechten Verbindung.ارتباط به دلیل اتصال ضعیف، قطع و وصل میشد.