einstudieren
تمرین کردن (برای اجرا)، از بر کردن، آماده کردن (نمایش، قطعه موسیقی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
تمرین کردن (یک نمایش، نقش، قطعه موسیقی) برای اجرا
- Die Schauspieler studieren das neue Stück ein.بازیگران نمایش جدید را تمرین میکنند.
- Sie hat ihre Rolle sehr gut einstudiert.او نقش خود را خیلی خوب تمرین کرده است.
2
Akkusativ
به خاطر سپردن، یاد گرفتن (یک متن، سخنرانی) برای ارائه
- Er musste die ganze Rede auswendig einstudieren.او مجبور بود تمام سخنرانی را از حفظ یاد بگیرد.
- Wir haben die Choreografie für den Tanz einstudiert.ما رقصآرایی را برای رقص تمرین کردیم.