stufenförmig

Aussprache: /ˈʃtuːfn̩ˌfœʁmɪç/
Worttrennung: stu·fen·för·mig
صفت

پله‌ای شکل، پلکانی، مرحله‌ای

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به پله یا پلکان؛ به صورت مراحل متوالی.

  • Die Sitzreihen im Theater waren stufenförmig angeordnet.ردیف‌های صندلی در تئاتر به صورت پله‌ای چیده شده بودند.
  • Die Landschaft fiel stufenförmig zum Tal ab.منظره به صورت پلکانی به سمت دره شیب داشت.
  • Die Preiserhöhung erfolgt in stufenförmigen Schritten.افزایش قیمت در مراحل پله‌ای صورت می‌گیرد.