stuhlen

Aussprache: /ˈʃtuːlən/
Wortzerlegung: stuh·len
فعل

صندلی گذاشتن، صندلی چیدن / اجابت مزاج داشتن

Beispiele

  • Der große Raum bietet Platz, um komfortabel Tische für 60 Personen zu ''stuhlen''.فضای بزرگ این امکان را فراهم می‌کند که میزهایی برای ۶۰ نفر به راحتی صندلی‌چینی شود.
  • Das eingenommene Öl löst den Drang aus zu ''stuhlen''.روغن مصرف شده باعث ایجاد میل به اجابت مزاج می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

صندلی گذاشتن یا چیدن برای نشستن

  • Wir müssen den Saal noch stuhlen.ما باید هنوز سالن را صندلی بچینیم.
  • Die Helfer stuhlten den Festplatz für die Gäste.کمک‌کنندگان محل جشن را برای مهمانان صندلی چیدند.