aufstuhlen
صندلیها را روی میز گذاشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas + aufstuhlen)
صندلیها را روی هم چیدن (معمولاً پس از اتمام مراسم یا در پایان روز برای نظافت).
- Nach dem Fest wurden die Stühle auf die Tische aufgestuhlt.پس از جشن، صندلیها را روی میزها چیدند.
- Der Kellner begann, die Stühle auf die Tische aufzuholen.پیشخدمت شروع به چیدن صندلیها روی میزها کرد.