فعل
کوتاه کردن، هرس کردن؛ (با تعجب) مکث کردن
معانی و تعاریف stutzen:
- کوتاه کردن، هرس کردن، پیرایش کردن (مو، شاخه، پر)
- جا خوردن، متعجب شدن، مکث کردن (به دلیل تعجب یا تردید)
جملات نمونه برای stutzen:
Sie ''stutzt'' die Hecke mit einer Gartenschere.
او پرچین را با قیچی باغبانی هرس میکند.
Bei dieser Bemerkung ''stutzte'' er.
با شنیدن این حرف، او (با تعجب) مکث کرد.
Der Gärtner stutzte die Rosen im Frühling.
باغبان در بهار گلهای رز را هرس کرد.