subkonszient
نیمههوشیار، ناخودآگاه (در روانشناسی)
Beispiele
- Sie suchte einen Psychologen auf, um ihre ''subkonszienten'' Ängste zu bekämpfen.او به یک روانشناس مراجعه کرد تا با ترسهای نیمههوشیار خود مبارزه کند.
نیمههوشیار، ناخودآگاه (در روانشناسی)