sublimieren
تصعید کردن، تعالی بخشیدن
Beispiele
- Trockeneis ''sublimiert'' bei Normaldruck.یخ خشک در فشار معمولی تصعید میشود.
- Alles Irdische ist dazu bestimmt, sich zu Geist sowohl zu ''sublimieren'' wie zu konzentrierenهر چیز زمینی محکوم است که هم به سوی روح تعالی یابد و هم متمرکز شود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(شیمی، فیزیک) تصعید کردن (مادهای را از حالت جامد به گاز تبدیل کردن)
- Jod sublimiert bei Erwärmung.ید در اثر حرارت تصعید میشود.
- Man kann Kampfer sublimieren, um ihn zu reinigen.میتوان کافور را برای خالصسازی تصعید کرد.
2
Akkusativ
(روانشناسی) والایش کردن، متعالی کردن (غرایز یا امیال را به سمت اهداف اجتماعی یا هنری هدایت کردن)
- Er sublimiert seine Aggressionen in sportlicher Aktivität.او پرخاشگریهای خود را در فعالیتهای ورزشی والایش میکند.
- Künstler sublimieren oft ihre inneren Konflikte in ihren Werken.هنرمندان اغلب تعارضات درونی خود را در آثارشان والایش میکنند.