sublimieren

Aussprache: /zubliˈmiːʁən/
Wortzerlegung: sub·li·mie·ren
فعل

تصعید کردن، تعالی بخشیدن

Beispiele

  • Trockeneis ''sublimiert'' bei Normaldruck.یخ خشک در فشار معمولی تصعید می‌شود.
  • Alles Irdische ist dazu bestimmt, sich zu Geist sowohl zu ''sublimieren'' wie zu konzentrierenهر چیز زمینی محکوم است که هم به سوی روح تعالی یابد و هم متمرکز شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(شیمی، فیزیک) تصعید کردن (ماده‌ای را از حالت جامد به گاز تبدیل کردن)

  • Jod sublimiert bei Erwärmung.ید در اثر حرارت تصعید می‌شود.
  • Man kann Kampfer sublimieren, um ihn zu reinigen.می‌توان کافور را برای خالص‌سازی تصعید کرد.
2 Akkusativ

(روانشناسی) والایش کردن، متعالی کردن (غرایز یا امیال را به سمت اهداف اجتماعی یا هنری هدایت کردن)

  • Er sublimiert seine Aggressionen in sportlicher Aktivität.او پرخاشگری‌های خود را در فعالیت‌های ورزشی والایش می‌کند.
  • Künstler sublimieren oft ihre inneren Konflikte in ihren Werken.هنرمندان اغلب تعارضات درونی خود را در آثارشان والایش می‌کنند.