sublimierten

Aussprache: /zʊbliˈmiːɐ̯tn̩/
Wortzerlegung: sub·li·mier·ten
Deklinierte Form

تصعید شده، متعالی شده (صفت یا فعل گذشته)

Bedeutungen

1

در شیمی، تبدیل مستقیم ماده جامد به گاز بدون عبور از حالت مایع.

  • Trockeneis sublimiert bei Raumtemperatur und setzt Kohlendioxidgas frei.یخ خشک در دمای اتاق تصعید می‌شود و گاز دی‌اکسید کربن آزاد می‌کند.
  • Der Prozess der Sublimation ist entscheidend für die Herstellung bestimmter chemischer Verbindungen.فرآیند تصعید برای تولید ترکیبات شیمیایی خاص حیاتی است.
2 Akkusativ

در روانشناسی (فروید)، هدایت انرژی روانی یا غرایز ناپذیرفتنی به فعالیت‌های سازنده، اجتماعی یا هنری.

  • Künstler sublimieren oft ihre inneren Konflikte in ihren Werken.هنرمندان اغلب تعارضات درونی خود را در آثارشان متعالی می‌کنند.
  • Aggressive Impulse können durch Sport auf gesunde Weise sublimiert werden.تکانه های پرخاشگرانه را می توان از طریق ورزش به شیوه ای سالم متعالی کرد.