submukös

Aussprache: /zʊpmuˈkøːs/
Worttrennung: sub·mu·kös
صفت

زیر مخاطی

Bedeutungen

1

اصطلاحی پزشکی که به موقعیت یا لایه‌ای که درست زیر غشای مخاطی قرار دارد، اشاره می‌کند.

  • Der Arzt entdeckte einen submukösen Tumor.پزشک تومور زیر مخاطی را کشف کرد.
  • Die Injektion wurde in die submuköse Schicht verabreicht.تزریق در لایه زیر مخاطی انجام شد.
  • Submuköse Blutungen können ein ernstes Symptom sein.خونریزی‌های زیر مخاطی می‌توانند علامتی جدی باشند.