subsidiär
کمکی، فرعی، ثانویه
Bedeutungen
1
کمکی، پشتیبان یا فرعی؛ در درجه دوم اهمیت نسبت به چیزی اصلی یا اولیه.
- Die subsidiäre Haftung tritt nur ein, wenn der Hauptschuldner nicht zahlen kann.مسئولیت ثانویه تنها زمانی رخ میدهد که بدهکار اصلی نتواند پرداخت کند.
- Wir bieten eine subsidiäre Betreuung für Kinder an.ما یک مراقبت کمکی برای کودکان ارائه میدهیم.
- Die subsidiären Einkünfte reichten nicht aus, um die Miete zu decken.درآمدهای فرعی برای پوشش اجاره کافی نبودند.