subskribieren
پیشخرید کردن، اشتراک گرفتن (کتاب یا اوراق بهادار)
Beispiele
- So ''subskribierte'' sie für mich auf eine Klassikerausgabe und gab mir das Geld zum Einbinden der Bücher im voraus – sie tat überhaupt nie etwas halb. Es war eine kleine Bibliothek von etwa hundert Bänden, […]بنابراین او برای من یک دوره از آثار کلاسیک را پیشخرید کرد و پول صحافی کتابها را از قبل به من داد - او هرگز کاری را نیمهکاره انجام نمیداد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مشترک یک نشریه، سرویس یا کانال شدن (معمولاً با پرداخت هزینه).
- Er hat die Zeitschrift für ein Jahr subskribiert.او برای یک سال مشترک مجله شده است.
- Viele Nutzer subskribieren Online-Dienste.بسیاری از کاربران مشترک خدمات آنلاین میشوند.
2
Akkusativ
تعهد مالی دادن برای حمایت از یک پروژه یا سازمان.
- Mehrere Unternehmen haben große Summen für das Projekt subskribiert.چندین شرکت مبالغ زیادی را برای پروژه تعهد مالی کردهاند.
- Er subskribierte eine Spende für die Wohltätigkeitsorganisation.او اهدایی را برای سازمان خیریه متعهد شد.