heraussuchen
جستجو و یافتن، انتخاب کردن، بیرون کشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas heraussuchen)
مورد یا موارد خاصی را از میان انبوهای از وسایل، فایلها یا گزینهها پیدا کرده و بیرون کشیدن.
- Ich muss die wichtigsten Informationen für den Bericht heraussuchen.من باید مهمترین اطلاعات را برای گزارش پیدا کنم و بیرون بکشم.
- Kannst du mir bitte die richtigen Werkzeuge aus dem Schuppen heraussuchen?میتوانی لطفاً ابزارهای مناسب را از انبار برایم پیدا کنی و بیاوری؟
2
sich (Dativ) + Akkusativ
انتخاب کردن یا جدا کردن چیزی یا کسی با دقت از میان گروهی.
- Er suchte sich die besten Früchte vom Markt heraus.او بهترین میوهها را از بازار برای خودش انتخاب کرد.
- Sie suchte sich die freundlichsten Kinder für das Spiel heraus.او صمیمیترین بچهها را برای بازی انتخاب کرد.