heraussuchen

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌzuːxən/
Worttrennung: her·aus·su·chen
فعل

جستجو و یافتن، انتخاب کردن، بیرون کشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas heraussuchen)

مورد یا موارد خاصی را از میان انبوه‌ای از وسایل، فایل‌ها یا گزینه‌ها پیدا کرده و بیرون کشیدن.

  • Ich muss die wichtigsten Informationen für den Bericht heraussuchen.من باید مهم‌ترین اطلاعات را برای گزارش پیدا کنم و بیرون بکشم.
  • Kannst du mir bitte die richtigen Werkzeuge aus dem Schuppen heraussuchen?می‌توانی لطفاً ابزارهای مناسب را از انبار برایم پیدا کنی و بیاوری؟
2 sich (Dativ) + Akkusativ

انتخاب کردن یا جدا کردن چیزی یا کسی با دقت از میان گروهی.

  • Er suchte sich die besten Früchte vom Markt heraus.او بهترین میوه‌ها را از بازار برای خودش انتخاب کرد.
  • Sie suchte sich die freundlichsten Kinder für das Spiel heraus.او صمیمی‌ترین بچه‌ها را برای بازی انتخاب کرد.