aufsuchen
مراجعه کردن، سر زدن
Beispiele
- Sie ''suchte'' die Toilette ''auf.او به توالت "مراجعه کرد".
- Er muss morgen den Direktor ''aufsuchen.او باید فردا به مدیر "مراجعه کند".
- Der Vater ''sucht'' gerade die Äpfel vom Boden ''auf.پدر در حال حاضر سیبهای روی زمین را "جمع میکند".
Bedeutungen
1
Akkusativ
به جایی رفتن یا کسی را ملاقات کردن، معمولاً برای کمک یا اطلاعات.
- Bei starken Schmerzen sollte man einen Arzt aufsuchen.در صورت دردهای شدید باید به پزشک مراجعه کرد.
- Sie suchte die Bibliothek auf, um Bücher auszuleihen.او به کتابخانه مراجعه کرد تا کتاب قرض بگیرد.