zusammensuchen
گردآوری کردن، از جاهای مختلف جمعآوری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / (sich + Dativ + Akkusativ)
وسایل، اسناد یا اطلاعات پراکنده در نقاط مختلف را پیدا کردن و یکجا جمع نمودن
- Ich muss vor der Abreise noch alle Dokumente zusammensuchen.من باید قبل از حرکت، تمام مدارک را از اینطرف و آنطرف جمعآوری کنم.
- Er hat die benötigten Fakten mühsam im Internet zusammengesucht.او حقایق مورد نیاز را به سختی از اینترنت جمعآوری کرد.