فعل
(در گل) غلتیدن؛ (مجازی) در چیزی غرق شدن/دست و پا زدن
معانی و تعاریف suhlen:
- غلت زدن در گل و لای یا خاک (معمولاً برای حیوانات)
- (مجازی) در چیزی غرق شدن، خود را در وضعیتی ناخوشایند یا لذتبخش رها کردن (مثلاً در خودخواهی، ترحم به خود، یا تجمل)
جملات نمونه برای suhlen:
Schweine ''suhlen'' sich im Schlamm.
خوکها در گل غلت میزنند.
Die Weihnachtszeit über ''suhlte'' sie sich in ihrem Unglück, aber im Januar war dann Schluss damit.
او در طول کریسمس در بدبختی خود غرق شد، اما در ژانویه دیگر بس بود.
Er ''suhlt'' sich doch geradezu im Selbstmitleid.
او تقریباً در خوددلسوزی غرق شده است.