suhlen

Aussprache: /ˈzuːlən/
Wortzerlegung: suh·len
فعل

(در گل) غلتیدن؛ (مجازی) در چیزی غرق شدن/دست و پا زدن

Beispiele

  • Schweine ''suhlen'' sich im Schlamm.خوک‌ها در گل غلت می‌زنند.
  • Die Weihnachtszeit über ''suhlte'' sie sich in ihrem Unglück, aber im Januar war dann Schluss damit.او در طول کریسمس در بدبختی خود غرق شد، اما در ژانویه دیگر بس بود.
  • Er ''suhlt'' sich doch geradezu im Selbstmitleid.او تقریباً در خوددلسوزی غرق شده است.

Bedeutungen

1 sich + in + Dativ

غلت زدن در گل و لای یا خاک (معمولاً برای حیوانات)

  • Die Wildschweine suhlten sich im Schlamm.گرازهای وحشی در گل و لای غلت می‌زدند.
  • Nach dem Regen suhlten sich die Schweine im Matsch.بعد از باران، خوک‌ها در گل و لای غلتیدند.
2 sich + in + Dativ

(مجازی) در چیزی غرق شدن، خود را در وضعیتی ناخوشایند یا لذت‌بخش رها کردن (مثلاً در خودخواهی، ترحم به خود، یا تجمل)

  • Er suhlte sich in seinem Selbstmitleid.او در ترحم به خود غرق شده بود.
  • Sie suhlte sich im Luxus und kümmerte sich nicht um andere.او در تجمل غرق شده بود و به دیگران اهمیت نمی‌داد.