sumpfen Aussprache:/ˈzʊmpfn̩/Wortzerlegung:sump·fen فعل باتلاقی شدن معانی و تعاریف sumpfen:در یک وضعیت نامطلوب یا منفی (مانند فقر، بیاخلاقی) غرق شدن یا به آن ادامه دادن؛ یا چیزی را باتلاقی کردن. جملات نمونه برای sumpfen:„Der Bach ''sumpft'' ein Stück in den Wiesen.“رودخانه در قسمتی از دشتها باتلاقی میشود.Er hat jahrelang in Armut gesumpft.او سالها در فقر غرق شده بود.Die Gegend sumpft nach den starken Regenfällen.منطقه پس از بارانهای شدید باتلاقی میشود.