sunden

Aussprache: /ˈzʊndn̩/
Wortzerlegung: sun·den
فعل

بهبود یافتن، سالم شدن

Beispiele

  • Das ''sundet'' sich.این بهبود می‌یابد.
  • Es ist nicht möglich, dass du ''sundest''.اینکه تو سالم شوی ممکن نیست.

Bedeutungen

1 gegen etwas (Akkusativ) / (ohne Akkusativ)

انجام عملی که برخلاف اصول اخلاقی، مذهبی یا قانونی تلقی می‌شود؛ تخطی از قوانین الهی یا انسانی.

  • Der Sünder bereute zutiefst, gegen die göttlichen Gebote gesündigt zu haben.گناهکار عمیقاً از اینکه علیه احکام الهی گناه کرده بود، پشیمان شد.
  • In seiner Jugend hat er gegen viele Konventionen gesündigt.او در جوانی علیه بسیاری از رسوم گناه کرد (تخطی کرد).