superlativ
بینظیر، فوقالعاده، مبالغهآمیز
Beispiele
- Es war der ''superlative'' Urlaub. Ich habe nie einen Schöneren erlebt.این تعطیلات بینظیر بود. من هرگز تعطیلاتی زیباتر از آن را تجربه نکردهام.
- Er hielt seine Rede mit ''superlativem'' Pathos.او سخنرانی خود را با شور و هیجان مبالغهآمیز ایراد کرد.