superstitiös
خرافاتی
Bedeutungen
1
باورمند به خرافات؛ دارای عقاید غیرمنطقی و غیرعلمی درباره شانس، سرنوشت یا نیروهای ماوراء طبیعی.
- Er ist sehr superstitiös und vermeidet es, unter Leitern hindurchzugehen.او بسیار خرافاتی است و از عبور از زیر نردبان خودداری میکند.
- Ihre superstiziöse Angst vor schwarzen Katzen war bekannt.ترس خرافاتی او از گربههای سیاه شناخته شده بود.
- Viele Menschen sind in bestimmten Situationen leicht superstitiös.بسیاری از مردم در موقعیتهای خاص به راحتی خرافاتی میشوند.
2
ناشی از خرافات؛ غیرمنطقی.
- Das war eine superstiziöse Handlung, die keinen Sinn ergab.این یک عمل خرافاتی بود که هیچ منطقی نداشت.
- Seine superstiziösen Erklärungen für den Misserfolg wurden nicht ernst genommen.توضیحات خرافاتی او برای شکست جدی گرفته نشد.
- Die superstiziöse Tradition wurde von Generation zu Generation weitergegeben.این سنت خرافاتی نسل به نسل منتقل شد.