superzäh

Aussprache: /ˈzuːpɐˌtsɛː/
Worttrennung: su·per·zäh
صفت

فوق‌العاده چسبناک، بسیار غلیظ

Bedeutungen

1

بسیار چسبنده و غلیظ، به سختی جدا شونده.

  • Der Kleber war superzäh und hielt alles fest zusammen.چسب فوق‌العاده چسبناک بود و همه چیز را محکم به هم نگه می‌داشت.
  • Die Masse war superzäh und ließ sich kaum formen.این توده بسیار غلیظ بود و به سختی شکل می‌گرفت.
  • Dieser neue Sirup ist superzäh und süß.این شربت جدید فوق‌العاده غلیظ و شیرین است.