superzäh
فوقالعاده چسبناک، بسیار غلیظ
Bedeutungen
1
بسیار چسبنده و غلیظ، به سختی جدا شونده.
- Der Kleber war superzäh und hielt alles fest zusammen.چسب فوقالعاده چسبناک بود و همه چیز را محکم به هم نگه میداشت.
- Die Masse war superzäh und ließ sich kaum formen.این توده بسیار غلیظ بود و به سختی شکل میگرفت.
- Dieser neue Sirup ist superzäh und süß.این شربت جدید فوقالعاده غلیظ و شیرین است.