فعل
ترشح کردن (مایع)، چکه کردن، خیس کردن
معانی و تعاریف suppen:
- (محاوره، منطقهای) سوپ خوردن.
- (محاوره) چکه کردن یا نشت کردن (مخصوصاً مایعات غلیظ).
جملات نمونه برای suppen:
Die Wunde ''suppte'' die ganze Zeit.
زخم تمام مدت ترشح میکرد.
Du ''suppst'' mir mit Deinen nassen Klamotten den Flur naß!
تو با لباسهای خیس خودت راهرو را برای من خیس میکنی!
Wir haben heute Abend schön gesuppt.
ما امشب خوب سوپ خوردیم.