supplizieren
التماس کردن، درخواست عاجزانه کردن، دادخواست دادن
Bedeutungen
1
um + Akkusativ
با فروتنی و اصرار زیاد درخواست کردن یا التماس کردن (اغلب در متون قدیمی یا رسمی).
- Er supplizierte den König um Gnade.او از پادشاه طلب بخشش کرد.
- Die Bürger supplizierten die Regierung um Hilfe.شهروندان از دولت درخواست کمک کردند.