suspendieren
تعلیق کردن (از کار یا وظیفه)
Beispiele
- Ein Schüler wird eine Woche von der Schule ''suspendiert.یک دانشآموز به مدت یک هفته از مدرسه تعلیق میشود.
- Weil er damit gegen das Schweizer Bankgeheimnis verstieß und zudem nicht im Besitz der Daten hätte sein dürfen, wurde er aus der Vermögensverwaltung ''suspendiert.به دلیل اینکه او با این کار قانون رازداری بانکی سوئیس را نقض کرد و علاوه بر آن نباید به دادهها دسترسی میداشت، از مدیریت دارایی تعلیق شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را از شغل، مقام یا مدرسه به طور موقت محروم کردن، تعلیق کردن
- Der Lehrer wurde wegen Fehlverhaltens suspendiert.معلم به دلیل سوء رفتار تعلیق شد.
- Der Sportler wurde für zwei Spiele suspendiert.ورزشکار برای دو بازی محروم شد.
2
Akkusativ
چیزی را به طور موقت متوقف یا به حالت تعلیق درآوردن (مثلاً یک قانون، یک فرآیند)
- Die Verhandlungen wurden vorübergehend suspendiert.مذاکرات به طور موقت به حالت تعلیق درآمد.
- Das Gericht kann die Vollstreckung des Urteils suspendieren.دادگاه میتواند اجرای حکم را به حالت تعلیق درآورد.