suszeptibel
حساس، مستعد، آسیبپذیر
Bedeutungen
1
به راحتی تحت تأثیر قرار گرفتن یا آسیب دیدن؛ حساس یا مستعد بودن نسبت به بیماری، تأثیرات خارجی یا احساسات.
- Kinder sind oft suszeptibel für Infektionskrankheiten.کودکان اغلب مستعد بیماریهای عفونی هستند.
- Er ist sehr suszeptibel für Kritik.او به انتقاد بسیار حساس است.
- Diese Pflanze ist suszeptibel gegenüber Frost.این گیاه نسبت به سرما آسیبپذیر است.
2
قابلیت پذیرش یا دریافت چیزی؛ مستعد بودن برای پذیرش یک ایده یا تأثیر.
- Junge Menschen sind oft suszeptibel für neue Ideen.جوانان اغلب پذیرای ایدههای جدید هستند.
- Die Bevölkerung war suszeptibel für die Propaganda.جمعیت مستعد پذیرش تبلیغات بود.
- Sein Geist war offen und suszeptibel für neue Erfahrungen.ذهن او باز و پذیرای تجربیات جدید بود.