swasiländisch
سوازیلندی، مربوط به سوازیلند (اسواتینی)
Bedeutungen
1
مربوط به کشور اسواتینی (سوازیلند سابق)، مردم آن یا فرهنگ سوازیلندی.
- Die swasiländische Verfassung wurde überarbeitet.قانون اساسی اسواتینی بازنگری شد.
- Wir haben einen Dokumentarfilm über das swasiländische Königshaus gesehen.ما یک فیلم مستند درباره خاندان سلطنتی اسواتینی دیدیم.
- Die swasiländische Wirtschaft ist stark vom Tourismus abhängig.اقتصاد اسواتینی به شدت به گردشگری وابسته است.