symbolisieren
نمادین کردن، نشان دادن، مظهر چیزی بودن
Beispiele
- Die Linien sollen die Verbundenheit der Menschen miteinander ''symbolisieren",'' erklärt sie einem der knapp 60 Besucher ihrer Kunstaktion und ermutigt ihn, auch etwas auf die Leinwand zu malen.او به یکی از تقریباً ۶۰ بازدیدکننده نمایشگاه هنری خود توضیح میدهد که «این خطوط قرار است ارتباط متقابل انسانها را نمادین کنند» و او را تشویق میکند که او نیز چیزی روی بوم نقاشی کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به عنوان نماد یا نشانه برای چیز دیگری نشان دادن یا تداعی کردن.
- Die Taube symbolisiert den Frieden.کبوتر نماد صلح است.
- Diese Farben symbolisieren die Einheit des Landes.این رنگها وحدت کشور را نشان میدهند.