symbolträchtig

Aussprache: /zʏmˈboːltʁɛçtɪç/
Worttrennung: sym·bol·träch·tig
صفت

نمادین، پرمعنا، دارای بار نمادین

Bedeutungen

1

دارای معنای نمادین قوی؛ چیزی که نماینده یا نشان‌دهنده یک مفهوم، ایده یا ارزش بزرگتر است.

  • Die Taube ist ein symbolträchtiges Tier für den Frieden.کبوتر حیوانی نمادین برای صلح است.
  • Das alte Gebäude ist ein symbolträchtiges Wahrzeichen der Stadt.این ساختمان قدیمی یک نماد نمادین از شهر است.
  • Seine Rede war voller symbolträchtiger Aussagen.سخنرانی او پر از اظهارات نمادین بود.
2

به رویدادها، اشیاء یا اعمالی اطلاق می‌شود که اهمیت نمادین زیادی دارند و فراتر از معنای تحت‌اللفظی خود هستند.

  • Die Unterzeichnung des Vertrags war ein symbolträchtiger Moment.امضای قرارداد لحظه‌ای نمادین بود.
  • Das Geschenk war nicht teuer, aber sehr symbolträchtig.هدیه گران نبود، اما بسیار پرمعنا بود.
  • Die Zeremonie war symbolträchtig für den Beginn einer neuen Ära.این مراسم نمادین آغاز دوران جدیدی بود.