sympathisch
دوستداشتنی، بانمک، صمیمی، دلنشین
Beispiele
- Auf mich wirkt Claudia sehr ''sympathisch.کلودیا برای من بسیار «دوستداشتنی و دلنشین» به نظر میرسد.
- Aber sie will mich gewiß nicht, denn sie reflektiert auf ein ''sympathisches'' Äußeres, und ich weiß weder, ob mein Äußeres ''sympathisch'' ist, noch, ob es zu Renaissancemöbeln paßt.اما او مطمئناً مرا نمیخواهد، زیرا او به دنبال ظاهری «دلنشین» است و من نه میدانم آیا ظاهرم «دلنشین» است و نه اینکه آیا به مبلمان رنسانس میآید یا خیر.