synchronisieren
دوبله کردن، همگامسازی کردن، هماهنگ کردن
Beispiele
- Der Film hätte es verdient, besser ''synchronisiert'' zu werden.فیلم شایسته بود که بهتر دوبله شود.
- Sie spielt am Theater und ''synchronisiert'' Zeichentrickfilme von Disney.او در تئاتر بازی میکند و فیلمهای کارتونی دیزنی را دوبله میکند.
- Die Handlungen sollten besser miteinander ''synchronisiert'' werden.اقدامات باید بهتر با یکدیگر هماهنگ شوند.
- Die bereitstehenden Generatoren konnten ihre Phase nicht automatisch ''synchronisieren.ژنراتورهای آماده نتوانستند فاز خود را به طور خودکار همگامسازی کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
صدا و تصویر را در یک فیلم یا برنامه تلویزیونی با هم هماهنگ کردن؛ دوبله کردن
- Der Film wurde ins Deutsche synchronisiert.فیلم به آلمانی دوبله شد.
- Es dauert lange, einen ganzen Film zu synchronisieren.دوبله کردن یک فیلم کامل زمان زیادی میبرد.
2
Akkusativ
دو یا چند چیز را از نظر زمانی یا عملکردی با هم هماهنگ کردن
- Man muss die Daten zwischen den Geräten synchronisieren.باید دادهها را بین دستگاهها همگامسازی کرد.
- Die Uhren der Teilnehmer wurden vor dem Start synchronisiert.ساعتهای شرکتکنندگان قبل از شروع همگامسازی شدند.