فعل
سیستممند کردن، نظاممند کردن
معانی و تعاریف systematisieren:
- چیزی را به صورت سیستماتیک و منظم درآوردن، طبقهبندی کردن، سازماندهی کردن
جملات نمونه برای systematisieren:
Wer Wörterbücher verfasst, muss auch ''systematisieren'' können.
کسی که فرهنگ لغت مینویسد، باید بتواند نظاممند نیز بکند.
Wir müssen unsere Arbeitsabläufe systematisieren.
ما باید فرآیندهای کاری خود را سیستماتیک کنیم.
Der Wissenschaftler versucht, die gesammelten Daten zu systematisieren.
دانشمند تلاش میکند دادههای جمعآوری شده را طبقهبندی کند.