täppisch
دست و پا چلفتی، ناشیانه، بیدست و پا، زمخت
Bedeutungen
1
به معنای ناشیانه، بیدقت، دست و پا چلفتی در حرکات بدنی یا انجام کارها؛ همچنین میتواند به معنای زمخت و بیظرافت باشد.
- Er ist ein bisschen täppisch und stößt oft Dinge um.او کمی دست و پا چلفتی است و اغلب چیزها را میاندازد.
- Seine täppischen Versuche, das Geschenk zu verpacken, waren amüsant.تلاشهای ناشیانه او برای بستهبندی هدیه سرگرمکننده بود.
- Sei nicht so täppisch mit dem Porzellan!با آن چینیها اینقدر ناشیانه رفتار نکن!