täppisch

Aussprache: /ˈtɛpɪʃ/
Worttrennung: täp·pisch
صفت

دست و پا چلفتی، ناشیانه، بی‌دست و پا، زمخت

Bedeutungen

1

به معنای ناشیانه، بی‌دقت، دست و پا چلفتی در حرکات بدنی یا انجام کارها؛ همچنین می‌تواند به معنای زمخت و بی‌ظرافت باشد.

  • Er ist ein bisschen täppisch und stößt oft Dinge um.او کمی دست و پا چلفتی است و اغلب چیزها را می‌اندازد.
  • Seine täppischen Versuche, das Geschenk zu verpacken, waren amüsant.تلاش‌های ناشیانه او برای بسته‌بندی هدیه سرگرم‌کننده بود.
  • Sei nicht so täppisch mit dem Porzellan!با آن چینی‌ها اینقدر ناشیانه رفتار نکن!