genugtun
رضایت دادن، برآورده ساختن (انتظار یا نیاز)
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem / einer Sache)
خواستهها، انتظارات یا الزامات قانونی و اخلاقی را برآورده ساختن و ارضا نمودن؛ کافی بودن.
- Diese einfache Mahlzeit wird den hungrigen Gästen hoffentlich genugtun.امیدوارم این غذای ساده، مهمانان گرسنه را راضی کند.
- Seine Bemühungen konnten den strengen Anforderungen des Professors nicht genugtun.تلاشهای او نتوانست انتظارات سختگیرانه استاد را برآورده سازد.