nottun

Aussprache: /ˈnɔtˌtuːn/
Worttrennung: not·tun
فعل

لازم بودن، ضروری بودن

Bedeutungen

1 intransitiv / Dativ

ضروری و لازم بودن، مورد نیاز بودن، به کار آمدن.

  • Diese Hilfe tut in dieser Situation sehr not.این کمک در این موقعیت بسیار لازم است.
  • Es tut mir not, dass Sie mir helfen.لازم است که شما به من کمک کنید.
2 Dativ (jemandem / einer Sache)

مورد نیاز بودن برای انجام کاری، به کار آمدن در شرایط خاص.

  • Dem Patienten tut jede Unterstützung not.بیمار به هر حمایتی نیاز دارد.
  • Es tut ihm not, sich auszuruhen.برای او لازم است که استراحت کند.