nottun
لازم بودن، ضروری بودن
Bedeutungen
1
intransitiv / Dativ
ضروری و لازم بودن، مورد نیاز بودن، به کار آمدن.
- Diese Hilfe tut in dieser Situation sehr not.این کمک در این موقعیت بسیار لازم است.
- Es tut mir not, dass Sie mir helfen.لازم است که شما به من کمک کنید.
2
Dativ (jemandem / einer Sache)
مورد نیاز بودن برای انجام کاری، به کار آمدن در شرایط خاص.
- Dem Patienten tut jede Unterstützung not.بیمار به هر حمایتی نیاز دارد.
- Es tut ihm not, sich auszuruhen.برای او لازم است که استراحت کند.