schöntun

Aussprache: /ˈʃøːntuːn/
Worttrennung: schön·tun
فعل

چاپلوسی کردن، خود را خوب جلوه دادن، دلربایی کردن

Bedeutungen

1 intransitiv / Dativ (jemandem + schöntun)

خودنمایی کردن، چاپلوسی یا خوش‌خدمتی کردن برای جلب توجه و نظر مثبت دیگران؛ وانمود کردن به خوب بودن یا مفید بودن.

  • Er versucht immer, dem Chef schönzutun, um befördert zu werden.او همیشه سعی می‌کند برای رئیس چاپلوسی کند تا ترفیع بگیرد.
  • Sie tut gern schön, wenn sie etwas möchte.او وقتی چیزی می‌خواهد، دوست دارد دلربایی کند.