wegtun
دور انداختن، کنار گذاشتن؛ درد گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas weg tun)
چیزی را از مکانی برداشتن، دور انداختن یا کنار گذاشتن.
- Bitte tu das alte Papier weg.لطفاً کاغذ کهنه را دور بینداز.
- Ich muss diesen Müll erst weg tun.من باید اول این زباله را بردارم و دور بیندازم.
2
intransitiv (es tut weg)
احساس درد کردن یا درد گرفتن (عامیانه، مشابه wehtun).
- Mein Rücken tut heute besonders weh.کمرم امروز به خصوص درد میکند.
- Tut das weh, wenn ich dich berühre?وقتی به تو دست میزنم، درد میگیرد؟