leichttun

Aussprache: /ˈlaɪ̯çtˌtuːn/
Worttrennung: leicht·tun
فعل

به راحتی انجام دادن، بدون دشواری از پس چیزی برآمدن

Bedeutungen

1 sich + mit + Dativ

کاری برای کسی آسان بودن و بدون زحمت از پس آن برآمدن؛ به راحتی انجام دادن.

  • Das Programm tut sich mit der Verarbeitung großer Datenmengen leicht.این برنامه با پردازش حجم زیادی از داده‌ها به راحتی کنار می‌آید.
  • Er tut sich mit neuen Technologien leicht.او با فناوری‌های جدید به راحتی کنار می‌آید.